قلب من برای تپش مبارزه کرد و هیچ کس نمی دانست چرا

در حالی که یک روز در ژانویه 2005 حمام را شستشو می دادم ، احساس عجیبی در قفسه سینه ام احساس می کردم و ضعیف می شدم. ضربان قلبم متوقف شد ، سپس با سختی به سینه ام ضربه زد. انگار پرید توی گلوم. من روی کاشی سرد فرو رفتم و نبضم را گرفتم – 40. نیمی از ضربان قلب معمولی من. برای نفس کشیدن تلاش کردم. بعد از چند دقیقه ، قسمت گذشت و من به حالت عادی برگشتم.

فکر کردم عجیب بود. در 55 سالگی ، من در سلامت کامل بودم ، از نظر جسمی فعال بودم و هیچ سابقه بیماری قلبی نداشتم. هیچ کدام از 5 خواهر و برادر یا والدین من نداشتند. تصمیم گرفتم آن را نادیده بگیرم.

سپس در ماه مارس ، این اتفاق دوباره افتاد. چند بار در روز به مدت دو دقیقه در هر قسمت. این یک هفته دکتر متخصص قلب در مشهد  ادامه داشت. با نگرانی ، من به سرعت با پزشکم قرار ملاقات گذاشتم ، اما وقتی وارد شدم ، قسمت ها دیگر اتفاق نمی افتاد. نوار قلب من طبیعی بود پزشک من گفت: “آب بیشتری بنوشید و در صورت تکرار به این متخصص قلب مراجعه کنید.” او یک ارجاع را به من داد.

در آوریل ، این اتفاق دوباره افتاد ، یک هفته دیگر خاموش و روشن شد. با متخصص قلب تماس گرفتم اما تا ماه ژوئن نتوانستم وقت بگیرم. در بین قسمت ها ، احساس فوق العاده ای داشتم.

در ماه مه ، این اتفاق دوباره افتاد. اما این بار ، چهار تا پنج بار در روز به مدت دو هفته بود. من برای دریافت نامه بیرون می رفتم و مجبور شدم با دست و زانو به خانه خزیدم. در بین برخی از قسمت ها ، خودم را به اورژانس رساندم. بعد از پارک در پارکینگ بیمارستان ، ضربان قلبم دوباره کاهش یافت. روی حاشیه نشستم و فکر می کردم چگونه می توانم به در برسم. من در فکر خزیدن بودم ، اما شلوارهای جدید می پوشیدم و نمی خواستم آنها را کثیف کنم. بنابراین چند قدم راه رفتم ، نشستم و استراحت کردم و این راه را ادامه دادم تا به پرستار تریاژ رسیدم.

او یک مانیتور نبض روی انگشت من گذاشت ، سپس گفت: “خدای من ، نبضت 40 است!” او مرا به اتاق بازگرداند و EKG انجام داد. خیالم راحت شد که به زودی پاسخی پیدا می کنم ، من کاملاً همکاری کردم. اما در آن زمان ، قسمت گذشته بود و EKG طبیعی بود.

آنها با متخصص قلب تماس گرفتند و قرار من را بالا بردند. با این حال ، او به آنها گفت که من احتمالاً PAC دارم – یک وضعیت خوش خیم. می دانستم که چیزی فراتر از PAC است. با ناامیدی ، من رفتم ، امیدوارم ملاقات با متخصص قلب پاسخ دهد.

قسمت های من مکرر و طولانی می شد. متخصص قلب برای من یک مانیتور سفارش داد که بپوشم. من هر قسمت را هنگام وقوع ضبط می کردم. من بیش از ده قسمت ضبط کردم. من در حین دویدن در حین تست استرس یک قسمت را تجربه کردم و مجبور شدم آن را متوقف کنم.

در ماه ژوئن ، من با نگرانی برای تشخیص بالاخره به متخصص قلب بازگشتم. او لبخندی زد و گفت: “مشکلی ندارید. فقط از طرف PAC است.” بعد خندید. “و شما برای این کار به اورژانس رفتید ؟؟”

افسرده از واکنش او ، گفتم: “من به سختی می توانم بدون نیاز به نشستن و استراحت قدم بزنم. یک پیاده روی کوتاه برای همیشه طول می کشد.